![]() |
![]() |
|
| دست نوشته هایی برای دخترم ... |
|
دختر گلم سلام ، حالا كه اين كلمه ها را جاري مي كنم زمستان آرام و بي صدا دست و پاي خودش را جمع كرده و داره به خواب مي ره و بهار پشت در ها ايستاده و به شور و هيجان آنهايي كه در تدارك استقبالشن لبخند مي رنه ... آجيل و شيريني و سفره هفت سين با ماهي قرمز هاي شيطون و گل سنبل كه امسال تنبلي كرده و هنوز گل نداده ، در كنار لباسهاي نو و ... در كنار تو حتما عيد خواطره انگيزي براي ما رقم خواهد زد ... ميگن دعاي پدر براي فرزند حتما گيراست ، من براي تو دختر عزيزم ... همه وجودم ... ثمره عشقم ... دعا مي كنم : >> خدايا ! اي عزيز ، اي زيبا ، تو را به عشق همه بندگانت كه دوستت دارند ...<<
>> تو را به چشمهاي منتظر آخرين نويد دهنده آزادگي << >> سوگند مي دهم << دختر من و همه دختران زيبا رو و زيبا دل چشمه روشنايي را در كنار همه پسران مهربان و دلاور سرزمين آفتاب در پناه خود سلامت ، روشنايي ، زيبايي و آسودگي بخشي ... آمين |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 8:49 توسط آشنا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
قطره ای از بیکران ، دلنوشته هایی برای بهترین هدیه معبودش خواهد داشت . به امید روزی که آنها را بخواند ...
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 |
| پیوندها |
|
پياله شبدا حرف هایی برای گفتن بیکران مهر یک دانه شن ونوس بی تو هرگز (یه آشنای دیگه) درویش مرجان ابرای پاییزی شاد باشيد صبا صبا و دوستان |
|
RSS
|